« اخترک اشغال شده* | صفحه‌ی اصلی | نان‌خورهای دولت‌های متخاصم، بیدار شوید »

شنبه ۱۱ آبان ۸۷::November 1, 2008

درخشش

شب غريبی است، شب تنگ و تاری که احساس گور بهم دست می دهد. از اينکه ما حاصل تجربه‌های ناکاميم، از اينکه حجله‌ی جوانی و ناکامیِ بچه‌های پرشوروشر ما مدام سر کوچه برپاست، از اينکه فرصت فواره زدن برای آدم‌های خوش‌فکر يک آرزوی محال است. و چه تلخ است و ناگوار که ببينی برق چشمی در تاريکی‌ها خاموش و سرد می‌شود، اما هرگز نتوانی درخشش آن چشم‌ها را از ياد ببری.

من تجربه‌ی شکست تا بخواهی در پرونده‌ی زندگی‌ام دارم، شايد بيشترين سياهه‌ی پرونده‌ام همين شکست‌ها بوده، مديريت و سردبيری ماهنامه‌های "گردون" و "آينه انديشه" و "گربه ايرانی"، سردبيری فصلنامه‌ی موسيقی "آهنگ"، مديريت يا همکاری با آنهمه نشر و نشريه و رسانه، و بدنبال همه‌ی اينها شکست و ناکامی و از دست دادن.

راديو زمانه حدود سی ماه پيش تأسيس شد، قرار بود بخشی از بودجه‌ی پارلمان هلند صرف يک راديو شود، ولی از دل آن يک سايت هم در آمد، يک بلاگ راديو، و يک جايزه‌ی ادبی سراسری و آن قلم زرين زمانه، و صد نويسنده با صدای خودشان داستان خواندند، و يک بانک صدای نويسندگان، و ...

قرار بود يک راديو باشد در حد همين قوطی‌های محلی، (من به راديوها و تلويزيون‌های محلی می‌گويم قوطی)، اما نامبروان شد و در رده‌ی بالا کنار بی بی سی صدساله ايستاد. از لحاظ شهرت عرض می‌کنم، از نظر محتوا ديگر مادر بزايد.

قرار بود يکی دو روزنامه‌نگار و چند کارمند بيايند و بودجه را بالاخره مصرف کنند تا تمام شود، اما زمانه حالا اتاق کار روزنامه نگاران جوان ماست، صدای زنده‌ی  نويسندگان و روزنامه‌نگاران مطرح ايران است، همه‌ی شاخص‌های ادبيات و قلم و انديشه و هنر در آن حضور دارند. و اين يعنی سرمايه‌ای هنگفت برای دموکراسی و ليبرليسم، اين يعنی درايت. يعنی نگاه تازه و سرشار. يعنی سيستمی که حالا يک اسب زين شده است و همچنان سرپا خواهد ماند، و بايد که بماند. زمانه يک رسانه ملی است، برای ماندنش همه کاری خواهيم کرد.

و حالا سی ماه گذشته و مهدی جامی از مديريت اين راديو معلق شده است. نمی‌گويم مهدی بی‌عيب و نقص است، نمی‌گويم حرفش وحی منزل است، نمی‌گويم همه‌ی حق با اوست، ولی به جرئت می‌گويم مهدی جامی مدرن است، فکر نو دارد، دستاوردش حرفه‌ای و عاشقانه و تميز است، و...


مهدی به هنگام معلق شدن از مديريت زمانه خيلی چيزها نوشته است، اما اين چند سطرش اشک مرا درآورد: «زمانه تازه‌ترین شعر من بود. طبعاً دوست‌ترش می‌دارم. هنوز گرم است. هنوز از من جدا نشده، دور و سرد نشده است. بچه سرتق و اعصاب خراب کنی بود. جانم را می‌مکید. اما شیرینی‌اش جبران می‌کرد. هر قدمی که برمی‌داشت، هر دندانی که در می‌آورد، هر همسایه‌ای را که به حسودی وا می‌داشت، می‌دانستم که این نوباوه پیشانی‌اش بلند است و آینده‌اش درخشان است. هر چه خوبی بود از دیگران گرفته و جمع کرده بود. کوچک و کم سن و سال بود اما دلبر و دلاور شده بود. دیگر کمتر نگران حالش بودم. داشتم برای آینده‌اش نقشه می‌ریختم...»

هميشه به اين فکر بوده‌ام که ما آدم داريم، فکر داريم، طرح داريم، ولی چرا سرمايه‌دارهای ايرانی از آدم‌های ما و از فکرهای ما حمايت نمی‌کنند؟ اگر ايران را دوست دارند، اگر برای ارتقای شعور و ادب و فرهنگ و تاريخ ايرانی‌ها دل‌شان می‌تپد و حرفش را می‌زنند يا شعارش را می‌دهند چرا دستی بالا نمی‌زنند که ما يک راديو يا تلويزيون مستقل داشته باشيم؟ پارلمان هلند يکبار به ما لطف کرد و بودجه‌ای در اختيار روشنفکران ما قرار داد تا برای خودشان رسانه‌ای دست و پا کنند، چرا سرمايه‌دارهای ايرانی چنين همتی ندارند؟

مهدی با چنين پايانی برای نوشته‌اش از زمانه رفت: «حالا زیر سرم است. نجات پیدا می‌کند؟ بچه عشق می‌خواهد. دایه‌های مهربان‌تر از مادر چه می‌توانند کرد؟ من به کنار. اصلاً مادرِ بد. امروز زمانه به نیروی عشق همه‌ی زمانه‌سازان نیاز دارد. همه را از من نخواهید. زمانه دیگر عشق عمومی است. اگر می‌خواهیدش باید نجاتش دهید.»
امشب داشتم فکر می‌کردم که من همه‌ی عمرم را صرف ادبيات و داستان و روزنامه‌نگاری و چاپ و انتشار کرده‌ام، و با تمام تجربه‌هام، با تمام طرح‌ها و فکرها و سليقه‌هام، با تمام دعواها و دلخوری‌هايی که با مهدی جامی در طول کار داشتم، با تمام سختی‌هايی که برای زمانه تحمل کردم، با تمام شب‌هايی از رمان نوشتن و حتا از خواب واماندم، ای کاش خانه‌ای داشتم تا بفروشم و پولش را در اختيار مهدی جامی بگذارم و بگويم: بيا عزيزم، برو زمانه‌ات را منتشر کن. برو فواره بزن تا عرش. برو بدرخش.

(نقل از حضور خلوت انس)

مطالب مرتبط

شرف زمانه

عباس معروفی:‌ بحران مديريت زمانه، و واژگان پادگانی

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4436

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats