« زمانه و فراز و فرودِ آن | صفحه‌ی اصلی | پرویز جاهد: حلوا برای زنده ها »

دوشنبه ۱۳ آبان ۸۷::November 3, 2008

ما و راديو زمانه

شايد مسئولان "پرس ناو" و هيئت نظارت راديو زمانه تعجب کنند که چطور اخراج مدير راديو –آقای مهدی جامی- اين گونه در ميان وب نويسان ايرانی سر و صدا به پا کرده است. راديويی فارسی زبان با بودجه چند ميليون يورويیِ دولت هلند تاسيس شده و آقای مهدی جامی به عنوان مدير اين راديو از طرف هيئتی هلندی با حقوقی مناسب به استخدام در آمده و بعد از چند سال کار، به خاطر اختلاف نظری که ميان هيئت نظارت و مدير وجود داشته کنار گذاشته شده است؛ اتفاقی که هر روز در موسسات و نهادهای دولتی و غيردولتی می افتد و واکنش خاصی نيز بر نمی انگيزد. مگر آقای مهدی جامی کيست يا چه کرده است که واکنشی اين چنين در ميان اهل قلم اينترنتی پديد آمده؟ بعد در جست و جوی پاسخ اين سوال، ممکن است به اين تحليل برسند که اين واکنش ها ناشی از تحريکات مدير خلع شده است و دليل ديگری برای آن وجود ندارد. اين تحليل البته اشتباه است...

از هزاران شنونده ی صدای آمريکا، چند نفر با شيوه ی مديريت آن آشنا هستند و اگر مدير اين رسانه، روزی توسط مسئولان آمريکايی عوض شود، چند نفر از اين هزاران شنونده به آن اعتراض خواهند کرد يا در باره ی آن مطلب خواهند نوشت؟ از هزاران شنونده ی بی.بی.سی فارسی، چند نفر با شيوه ی مديريت آن آشنا هستند و اگر مدير اين رسانه، روزی توسط مسئولان انگليسی عوض شود، چند نفر از اين هزاران شنونده به آن اعتراض خواهند کرد يا در باره ی آن مطلب خواهند نوشت؟ تغيير، در هيچ يک از رسانه های فارسی زبانِ وابسته به دولت های خارجی تا کنون واکنشی به اين حد گسترده نداشته است و اين بی دليل نيست...

از ف. م. سخن در گویا نیوز

صدای آمريکا، بی.بی.سی، راديو فردا، و امثال اين ها، اساساً راديو –يعنی رسانه ای شنيداری- بوده اند و هستند و اگر وب سايتی ايجاد کرده اند، در جنب راديو بوده و کاربردی ثانوی داشته است. اما راديو زمانه در اصل وب سايتی ست که راديو در جنب و کنار آن قرار دارد و اين تفاوتی ماهُوی ميان اين "راديو" با راديوهای ديگر به وجود می آوَرَد. صدای زمانه بيشتر از کامپيوتر شنيده می شود تا دستگاه راديو –يا گيرنده های ماهواره ای که به تلويزيون متصل اند- و اين همان تفاوتی ست که احتمالا مناقشاتی را در ميان مسئولان هلندی راديو به وجود آورده است.

اگر راديوهای ديگر را عده ای حرفه ای که کارشان راديوی واقعی و صدای واقعی بوده پايه گذاری و اداره کرده اند، و اساس را بر امواج پخش شده از طريق آنتن ها گذاشته اند، راديو زمانه را تعدادی آماتور، که وجه مشترک‌شان وب نويسی بوده، با کمکِ جنبی تعداد کمی متخصص "راديويی" بنيان نهاده اند و رسانه ای به وجود آورده اند که در دوران گذار از امواج سنتی راديويی به پالس های مدرن اينترنتی می توانسته است در ميان جوانان آشنا با اينترنت بُرد داشته باشد. در مورد حُسن و عيب رسانه های قديم و جديد شايد در جای ديگر به طور مفصل سخن بگوييم...

**آقای مهدی جامی، به عنوان بنيان گذار و اداره کننده ی راديوی زمانه، از ارتباطات و آشنايی خود با وب نويسان بهره گرفته و توانسته است آن ها را زير يک سقف –سقفی مجازی از ايران تا کانادا- گرد آوَرَد. طبيعی ست که اين وب نويسانِ "دست اندرکار" و حتی وب نويسان ناظر و بيرون از گود، نسبت به اين راديوی اينترنتی و مدير سابق آن احساس نزديکی داشته باشند و نسبت به کنش های درونی اين راديو واکنش های بيرونی نشان دهند؛ واکنشی که هرگز برای راديوهای ديگر ديده نمی شود. اين واکنش های موافق و مخالف -که گاه با اشک و آه و اندوه و دريغ و افسوس همراه شده- می تواند حيرت ناظران بيرونی و به خصوص خارجی های بی احساس را بر انگيزد. البته اکثر اين واکنش ها تاثيری بر روند امور و طرفين دعوا نخواهند داشت و تنها به کار ِ استفاده ی تبليغی و تهييجی خواهند آمد...

**من زياد علاقه به پيش بينی های سياسی و اجتماعی و غيره ندارم، و اگر بر اساس عقل سليم، احتمالی در مورد آينده بدهم و آن احتمال، اتفاقا تبديل به يقين شود، دچار شور و شعف نمی شوم و امتيازی به خود اضافه و امتيازی از طرف مقابل کم نمی کنم (برخی از تحليل گران سياسی، مانند قمار بازان، از اين که ورق شان بر اساس حساب احتمالات و حدس و گمان های تجربی می بَرَد چنان دچار شعف می شوند که گويی آينده، در دست آنان است. کاش در کنار صحت پيش‌بينی ها و بُردها، به غلط از آب درآمدن بسياری از آن ها و باخت ها نيز توجه می کردند). اگر اين يک نمونه را بيان می کنم، تنها به خاطر قطعيت صد در صد آن بر اساس تجارب تاريخی ست.

حدود يک سال پيش بود که در پاسخ به نقد روزنامه فولکس گرانت نوشتم:
"من خود منتقد راديو زمانه به خاطر دريافت پول از دولت خارجی ام. يکی از اشکالات اين کار، همين وابسته بودن و وابسته شدن به گزارش فلان روزنامه يا فلان هيئت يا فلان گروه بازرسی برای ادامه يا توقف کار است. به خاطر همين گزارش ها، شايد مديران رسانه مجبور شوند روشی را که به درستی آن اعتقاد دارند، تغيير دهند؛ يا نه، سر حرف شان بمانند و راديو را ترک کنند. اين تازه يکی از مشکلات وابستگی مالی به خارجی يا هر دسته و گروه ديگری ست."

مسئولان پرس ناو و هيئت نظارت راديو زمانه، به اين نکته توجه داشته باشند که يکی از مهم ترين دلايل ورود وب نويسان به بحث تغيير مديريت مهدی جامی، همين وابستگی مالی راديو زمانه به دولت خارجی ست. آقای زوران جوکانوويچ به عنوان مدير موقت راديو زمانه قطعا از ديدگاه ما ايرانيان نسبت به رسانه هايی که از دولت های خارجی –فرقی نمی کند آمريکايی، انگليسی، هلندی، روسی، آلمانی، کاپيتاليستی، سوسياليستی- پول می گيرند بی اطلاع اند و يا آگاهی شان در سطح ما نيست. اين که مدير يک رسانه تغيير کند –که در هر جای دنيا امری عادی ست، حتی اگر به صورت کودتا و ناگهانی باشد- از ديد ما ايرانيان تنها حمل بر تغيير مدير رسانه نخواهد شد، بل که حمل بر تغيير سياست های دولت خارجیِ حامیِ رسانه، نسبت به سياست های داخل کشور و حاکمان ايران تلقی خواهد شد.

در اين زمينه بهترين مثال، مثال "راديوی صدای ملی ايران" است (*) که شوروی ها در اواخر دهه ی سی، يعنی به هنگام تيره شدن روابط ايران و شوروی، به راه انداختند. اين راديو، با زبانی تند و حتی دشنام و ناسزاگويی به شاه و اشرف و دربار سخن پراکنی می کرد. اعضای حزب توده ايران گرداننده و تهيه کننده برنامه های سفارشی آن بودند. با بهبود روابط در اوايل دهه چهل يک باره صدای اين راديو خاموش شد. آقای بابک ميرخسروی که از اعضای ارشد حزب توده ی ايران است در خاطرات اش چنين می نويسد:
"در آن ايام من به مدت سه سال مقيم مسکو بودم. وقتی علت را از مسئول راديو، فرج ميزانی (معروف به جوانشير) که دوست و رفيق قديمی من بود جويا شدم، معلوم شد راديو دوفاکتو تعطيل نشده است. می گفت هر روز به محل کار راديو می روم، اخبار و مقاله ها و تفسير روز را تهيه می کنم و پشت ميکروفون می نشينم و بدون اينکه به روی خود بياورم، با حرارت و به روال هميشگی حرف می زنم. ولی خود رفقای شوروی شب ها پارازيت می اندازند تا «صدای ملی ايران» را در ايران کسی نشنود" (حزب توده ايران در مهاجرت، قاسم نورمحمدی، نشر اختران، صفحه ی ۵۰).

يا حکايت دردناک راديو پيک ايران که صدای آن به خاطر معامله ی چند تن پنير توسط بلغارها خاموش شد و صاحبان راديو به مغولستان و آلمان شرقی حواله داده شدند!

نمونه های ديگری از اين دست می توان بر شمرد که تکرار داستان غم انگيز رسانه های وابسته به دولت های خارجی ست. همين بس که بدانيم آزادی خواهان واقعی، يعنی کسانی که هميشه به کمک های خارجی با ديده ی ترديد نگريسته و می نگرند و از پذيرش آن سر باز می زنند، بر اساس تاريخ يک صد ساله ی اخير هيچ گاه به دولت های خارجی اعتماد نکرده و نمی کنند. شايد از آن رسانه ها، تنها به خاطر رسانه بودن و پخش برخی اخبار منتشر نشده در رسانه های داخلی بهره گيرند اما هرگز به آن ها اعتماد و تکيه نمی کنند.

اتفاقاتی از قبيل اخراج مهدی جامی با در نظر گرفتن اين سوابق، قطعا با تحليل های سياسی مبتنی بر روابط بين المللی ارزيابی خواهد شد، خواه چنين روابطی در اخراج ايشان دخيل بوده باشد، خواه نه. بدون شک اخراج ناگهانی مدير ايرانی راديو توسط هيئت نظارت هلندی، با روش قاطع و بُرَّنده –و بل‌که نابودکننده-ی روسی شباهت هايی دارد که در ذهن آشنايان با تاريخ ايجاد واکنش منفی می کند.

**گفتنی در اين باره بسيار است. کاش پيش بينی يک سال قبل من درست از آب در نمی آمد. رشد راديو زمانه و محبوبيت روزافزون آن در ميان روشنفکران، نويدی بود برای انجام يک کار خلاق با مديريتی نوانديش و نوخواه. اعتمادی که ميان رسانه و مخاطب آرام آرام به وجود می آمد با اين تغيير ناگهانی به يک باره از ميان رفت. ايجاد اين اعتماد با فرصت طلبان قدرت جو ممکن نخواهد بود. آقای جوکانوويچ و هيئت نظارت راديو زمانه بعيد است چنين معادله ی پيچيده و پر از مجهولی را بتوانند تجزيه و تحليل کنند

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4468

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats