« قضیه‌ی رادیو زمانه و فراراه‌ قراردادن انصاف | صفحه‌ی اصلی | تئاتر ايرانی »

چهارشنبه ۱۵ آبان ۸۷::November 5, 2008

کس چه می داند!

 شاید هم، سناریوی پروژه ی رادیو زمانه ، طبق قانون تجارت، یک قرارداد مشارکت مدنی بوده برای کاشتن نطفه ی غریبه در رحم یار به دست دوست با پول غریبه!.........؟!  اما، از آنجاییکه نه دوست بی غیرت بوده و نه غریبه احمق، ظاهرا هر دو نفر هوشمندانه به هم خیانت کرده اند(یکی در خفا و دیگری علنی) اما اکنون زور غریبه بر دوست چربیده است؛ دوستی که با پول غریبه با یار ازدواج میکند، اما نه از نطفه ی غریبه بهره میگیرد نه از نطفه ی یار؛ و سرانجامش میشود از اینجا مانده و از آنجا رانده. حالا در این برزخ، فرصت شنای یار مغبون فرا رسیده است، در دریایی که رنگ خیانت دارد و بوی جرزنی می دهد؛ برای رسیدن به جزیره ی خوشبختی باید از دریا گذشت و با غریبه هم پیمان شد، و  جنازه ی دوست را به باد سپرد... دور باطلی است! می دانم!  اما در بازی شطرنج، از حرکت گریزی نیست!

 

مطالب مرتبط

یک اتفاق خوب و یک پیشنهاد خوب تر

سمفونی مردگان در جشن سهراب کشی زمانه

يغمای حق سرقفلی معنوی و اعتبار رادیو زمانه؟!

فرجام زمانه

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4502

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats