« این جا خیلی تاریک است دوستان | صفحه‌ی اصلی | زمانه‌ی کله خراب‌ها »

جمعه ۱۷ آبان ۸۷::November 7, 2008

مسأله فقط زبان تحقيرگر نیست؛ مسأله تفکر استبدادی است

تکمله‌ی مهم: اين مطلب را بازنويسی کردم و فکر می‌کنم حتی بعد از اين‌که مطلب را درفت کرده بود، کلی بحث حول‌اش راه افتاده بود. اشکالات انشايی نامه (که به هر زبانی نوشته می‌شد، باز هم از لا به لای‌اش مشهود بود) اصل سخن من نبود. آن‌ها که نسخه‌ی قبلی را دیده‌اند می‌توانند با اين نسخه مقايسه‌اش کنند تا بدانند استخوان‌بندی نوشته اساساً چيز دیگری بوده است. البته من به دليلی کاملاً متفاوت که هيچ ربطی به زمانه و مهدی جامی يا ابراز نظر ديگران ندارد، نوشته را ويرايش کردم. بيشتر دلايل شخصی داشت. اين نامه (که ترجمه‌ی فارسی‌اش در دفتر زمانه نيز هست) تفکری سرکوب‌گر و استبدادی را نشان می‌دهد که خیلی سعی کرده است خودش را در لفافه‌ی ژست آزادی‌خواهی بپيچاند. تفکر، تفکری است سرکوب‌گر و انحصارطلب. اين‌جای کار است که می‌لنگد.

نامه‌ای از مدیر موقت رادیو زمانه، که اکنون بر جای مدير معلق‌اش نشسته است، در سايت-بلاگ ايرانيان دات کام منتشر شده است (که در دفتر زمانه نيز باز نشر شد). اين نامه، نامه‌ای است عبرت‌آموز. نخواستم بگويم حيرت‌آور، چون به هيچ رو حيرت‌آور نيست. درباره‌ی حواشی اين نامه و اتفاق‌هايی که تا اين‌جا افتاده است (و ما همه ديده‌ايم و علنی بوده است و چيز نهانی در آن نيست)، نمی‌خواهم بنويسم. خودِ نامه به قدر کافی روشنگر و افشاگر است.
از وبلاگ ملکوت
نويسنده می‌گويد:

There has been sufficient explanation about the decision of the Radio Zamaneh Board regarding the suggested position (editor-in-chief) to Mr. Mehdi Jami and his negative response.


آن عبارت «توضيح کافی» اگر به حقیقت وافی به مقصود باشد و ادعای کذبی نباشد، مطلقاً شامل «پاسخ منفی» مهدی جامی نمی‌شود. آن را نبايد «توضيح» داد. «پاسخ منفی مهدی جامی» چيزی است که بايد پوشش داده شود، نه توضيح! توضيح‌اش به عهده‌ی خود مهدی جامی است نه کسی که بر جای او نشسته است!

نويسنده‌ی نامه، می‌نويسد:

The attitude of the Board, Press Now as financier and the development guide of RZ, and of the RZ lawyer is clear and irreversible.


در زبان انگليسی، معمولاً آن‌چه که «روشن» و «بازگشت‌ناپذير» است، «تصميم» است (decision)  و نه رويکرد (attitude). رويکرد، چيزی است که به مرور در ضمير کسی راسخ می‌شود. نفس اين استفاده‌های غلط و ناپخته از کلمات و الفاظ، ميزان بلاغت و شمِ زبانی مدير موقت زمانه را بر آفتاب می‌افکند.

نويسنده می‌گويد:

As the RZ lawyer said, people in Zamaneh who disagree with this decision, or if they feel stronger personal affiliation with Mr. Jami than devotion to Radio Zamaneh continuation and developing further, are free to start a new media outlet for their own.


يعنی وکيل زمانه، ظاهراً در ژستی دموکرات‌مآبانه، اما به شيوه‌‌ای سخت قيم‌مآبانه، گفته است که هر کس «سرسپرده‌»ی ما نيست، بفرمايد برود بيرون (به زبان عاميانه يعنی «هرررری»!). اين جملات و تعابير چيزی را به ياد شما نمی‌آورد؟ ياد محمدرضا پهلوی نمی‌افتيد که گفته بود هر کسی نمی‌خواهد پاسپورت بگيرد و برود؟ حبذا چنين رسانه‌ی آزادی که قرار بود کثرت‌گرا باشد و اهل مدارا. نويسنده آشکارا متمايل به زبان ارعاب و تهديد می‌شود. حتی آوردن تعبير «آزاد هستند که چنين و چنان بکنند» پوششی بر این رسوايی نيست. اصلاً چه معنا دارد که نيات و خواسته‌ها و تمايلات کارمندان‌شان را بسنجند و بعد بگويند اگر دوست نداريد، برويد؟ (اين‌ها البته همان چيزهایی است که هرگز «توضيح کافی» درباره‌ی آن به خوانندگان زمانه داده نشده است؛ کارکنان زمانه را نمی‌دانم!). نويسنده در بند بعدی، بلافاصله هشدار و تذکر می‌دهد که اين‌ها امور محرمانه است و هيچ کدام از شما حق گفت‌وگو با رسانه‌ها را ندارید. البته هر دعوايی جنبه‌های حقوقی خودش را دارد و بايد مسير لازم را طی کند، اما اين طی شدن مسير لازم تا کی ادامه پيدا می‌‌کند؟ امیدی هست به اين‌که بالاخره روزی مردم بفهمند واقعاً و دقيقاً چه اتفاقی افتاده است؟ يا هنوز همه بايد با ظنی قوی بگويند که کودتا و انقلابی در زمانه رخ داده است؟

نویسنده یکی دو بند بعد می‌نويسد:

After consultation with his editorial colleagues Mr. Alavi will also assign an Editorial Council work and cooperate with him in the editorial office.


عجب حماقت بزرگی! نويسنده  احتمالاً هوش و حواس‌اش به جا نبوده! مگر همه‌ی کسانی که امکان دارد آن کار را به عهده بگيرند، «مذکر» هستند که ايشان از ضمير مذکر استفاده می‌کند؟ يعنی از قبل تعيين کرده‌اند که چه کسی بايد این کار را به عهده بگيرد؟ (يا از ميان چه کسانی فرد مورد نظر بايد انتخاب شود؟)

اين نامه، برای منِ خواننده نه تنها وضع را بهتر نمی‌کند که به تمام آن گمان‌هايی که تا به حال رفته است دامن می‌زند.

اما و هزار اما. قرار بود که رادیو زمانه به سرنوشت همه‌ی رسانه‌های قربانی دچار نشود. اگر قرار باشد همان حکايتی که بر سر روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های فارسی زبان در داخل ايران می‌رود، در خارج ايران، آن هم در هلند برود، «پس فرقِ ميانِ من و تو چی‌ست؟ بگو!»

مطالب مرتبط

آن روز ديده بودم اين فتنه‌ها که برخاست...

در باب ريشخندگری

باده‌های ناخورده

آخرِ خط دموکراسی يا آينده‌ی زمانه‌ی ما؟

زمانه‌ی توسعه و رنج توسعه‌نيافتگی در زمانه

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4521

نظرها

اين مطلب را براي مهدي جامي نوشتم‏، شايد او از سر فروتني نخواهد اقدامي كند، اما اين اعتبار به دست آمده نبايد به يغما رود. فكر كنم دوران استعمار با توپ و تانك و قلدري به سر آمده باشد.
اما حساب دلغكها و تازه به دوران رسيده‌هاي نان به نرخ روزخور بماند تا فرصتي دگر.

جامي عزيز!
خب پيش‌بيني اش زياد دور از انتظار نبود. اين‌كه تو در اين دوره توانسته‌اي با چموشی هنرمندانه به ياري دوست و دشمن زمانه‌را به اينجا برساني كار باارزشي است كه هوش ايراني نبايد اجازه دهد بر باد رود(‌هر چه باشد موضوع داستان ايراني است نه هلندي گيريم لوكيشن‌اش به اندازه‌ي تمام آوارگان جهان باشد):
در همين راستا و در امتداد پي‌گيري ماهوي‌ام در اين ماجرا ( به گواهي اظهارات اينجا و آنجا و پست‌هايي كه قبلا در وبلاگم نوشته‌ام) و هچنين پيرو كامنت پست قبلي همينجا چند پيشنهاد دارم:
پيشنهاد:
فكر كنم باز هم يك داستان دارد تعبير ميشود و به بيرون از خودش تلنگر ميزند و آدم‌ها را به يك فعاليت جمعي دعوت ميكند:
1-دعوت عمومي از تمام وبلاگستان و نويسندگان و به‌وجود آوردندگان آثار فرهنگي در زمانه‏، به تهيه و تدوين يك اعلاميه به منظور واكنش عمومي(درخواست ابقاي مهدي جامي به عنوان سردبير و يا مدير) به عنوان بورد(هيئت مديره) زمانه- بر اساس اجماع يك شوراي منتخب-
2- تحريم و يا حمايت كليه‌ي امضاءكنندگان اعلاميه از زمانه‌ي هلندي (‌پس از واكنش بورد زمانه‌ي هلندي)و تصويب شوراي نويسندگان و هنرمندان و سياستمداران ايراني.
3- در صورت عقيم ماندن توافقات منطقي با هلنديها، و تحريم و يا حمايت و يا حتي چند دسته‌گي ايرانيان:
3-1)ايجاد يك سايت يا وبلاگ حرفه‌اي به همت مهدي جامي با توجه به برآورد و بضاعت مالي و ياري و همت تمام ايرانيان با نام زمانه‌ي ايراني و يا زمانه‌ي خودي؛
3-2) ايجاد يك زمانه‌ي خودي(ايراني) با نامي كه مقابله با استعمار را نشان دهد.-هر چند با بضاعت كم- لااقل به عنوان يك كار سمبوليك كه در تاريخ بماند.

(قبلا ‌شما را به خواندن استعمار خودي يا بيگانه كه قبل از اين نقطه‌ي عطف عبرت آموز بورد هلندي زمانه كه طبيعتا به جاي سمت و سوي فرهنگي سمت و سوي سياسي-اقتصادي( تو بخوان استعمار) دارد و نوشته شده دعوت ميكنم:
http://mahgoon.blogfa.com/post-18.aspx

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats