« اختر و لوای زمانه هم رفت | صفحه‌ی اصلی | افق روشن »

یکشنبه ۱۹ آبان ۸۷::November 9, 2008

خداحافظ زمانه

چندی پیش نامه ای از مدیر موقت رادیو زمانه به کارکنان زمانه ارسال شد که در برخی سایت های ایرانی منجمله سایت ایرانیان دات کام و دفتر زمانه منتشر شد.

بعد از خواندن این نامه احساس کردم که زمانه ای که من می شناختم و دوست داشتم و با چه شوقی کار می کردم این زمانه نیست ... احساس کردم مدیر صربی جدید خیلی با من غریبه است. احساس کردم با هم فاصله داریم و احساس کردم زبان او از موضع قدرت و حکم است. به همین دلیل هم در پاسخ نامه ی اداری اش این نامه را نوشتم که در زیر می خوانید:

آقای زوران محترم

نامه دیشب شما اولین نامه ای بود که از شما به عنوان مدیر موقت رادیو زمانه دریافت کردم.. نامه انگلیسی را برای اینکه بهتر متوجه شوم به همسر آلمانی ام دادم تا به آلمانی برای من ترجمه کند او ترجمه نامه را به همراه دو سه جمله کوتاه برای من فرستاد: " به راستی خواندن نامه درد آور است . دوباره انسان های پویا و دگر اندیش به معنای مثبت، بازی دست قدرت مندان شدند. برای من این نامه یک ضربه مشخص به آزادی مطبوعات است که حتی می توان به دادگاه شکایت کرد."

 شوکی دیگر به من وارد شد همانند خبر یک دفعه تعلیق مهدی جامی ! انتظار داشتم در این فضای غمگین روزهای زمانه حداقل اولین نامه مدیر جدید (هر چند موقتی) به ما کارکنان زمانه نامه ای مهربان ، نامه ای که خود را به ما بیشتر معرفی می کند و در آن دعوت به آرامش و همکاری و تداوم کار به دور از برخوردی تحریک آمیز و حداقل در دو جمله دوستانه و کوتاه فرموله شود. اما شما متاسفانه به نظر من روشی در پیش گرفتید که درست به تحریک جمع و جو دامن زدید و روحیه بی اعتمادی به مدیریت جدید را دامن زدید و این فضای مسموم را مسموم تر کردید.
از خودم می پرسم چرا چنین برخورد؟ می پرسم آیا مسئله پرس ناو، بورد ومدیر انتصابی موقت زمانه مسئله بقای زمانه است ؟چرا به چنین ادبیات تحقیر آمیز، خشن و پرخاش گر متوسل شدند؟ راستش تا قبل از این نامه امید به ادامه کار و پیش برد روند بهبودی زمانه را داشتم اما با خواندن نامه و لحن خشن آن و به نوعی زبانی که " یا می پذیری آنچه که من می گویم و یا میروی "متوجه شدم که شما کاملا آگاهانه این لحن را انتخاب کردید. افرادی را می خواهید که به شما " بله قربان " بگویند و می خواهید کسانی که معترض بودند با پای خودشان صحنه را ترک کنند. جای بسیار تاسف است که چنین برخوردی در یک جامعه آزاد و دمکراتیک صورت می گیرد و نه در جمهوری اسلامی ! در نامه با زبان و لحنی حاکم گفته می شود معترض حق ماندن ندارد

از وبلاگ از هر دری سخنی 


آقای زوران شما که در کشور خود یوگسلاوی و صربستان سالیانی دیکتاتوری سیاه وسرخ را تجربه کرده اید و ادعای آزادیخواهی دارید چگونه امروز که خود به قدرتی ناچیز رسیده اید این چنین با آزادیخواهان و قشر روشنفکر یک جامعه دیکتاتوری ( آن هم بخش عظیمی در تبعیدی ناخواسته) برخورد می کنید؟ آیا این برخورد در یک جامعه مدنی و دمکراتیک است ؟ برخوردی که می گوید : یا می پذیری آن چه من می گویم یا برو؟ جای تاسف است که بگویم این فرمول را جای دیگر شنیدم و تاسف که بگویم به دلیل نپذیرفتن چنین فرمول " ولایت فقیهی " کشور عزیز خودم را ترک کردم بنابراین نمی پذیرم و تاسف برای اعضای ایرانی بورد می خورم که مدعی دمکراسی اند ولی در عمل حتی در مقام مدیری افتخاری چنین نگاه " ولایت خواه " را اعمال می کنند.
من ضمن ابراز تاسف مجددم از این شرایط موجود با این که از روز اول زمانه همراه زمانه بودم ، دوست و همراه همکارانم بودم، مورد اعتمادشان و رابطه عاطفی عمیقی با همه آنها داشتم، با عشق کار کردم ، برای زمانه عکس گرفتم ، گزارش تهیه کردم و برنامه های معرفی رادیو زمانه در بین ایرانیان اروپا را با حضور مدیر و کارکنان زمانه در شهرهای مختلف بدون هیچگونه چشم داشت مالی برگزار کردم، متاسفانه تصمیم به ترک آن با همه عشقی که به آن داشتم گرفتم. همکاران من در آمستردام گواه این جملات من هستند. گرچه برایم سخت است اما افسوس که چشم انداز خوبی برای زمانه نمی بینم چرا که دیالوگی که از ابتدا چینن با تهدید برقرار شود دیالوگ سالم و براساس رابطه سالم نخواهد بود. عدم دیالوگ دوستانه و درست رابطه ای مسموم و ناسالم را به دنبال دارد. من نمی پذیرم و به خواست زوران و بورد (به ترجمه فارسی آن " شورای نگهبان " زمانه) از زمانه خداحافظی می کنم
من به زمانه به عنوان یک منبع در آمد نگاه نمی کردم بلکه به عنوان یک تریبون آزاد که هر کس اصول اولیه آن را که اصول ژورنالیسم بود، رعایت می کرد حرفش را می زد. افسوس که این تریبون آزاد و سالم که یکی از نادرترین تریبون های فارسی زبانان بود چنین سرنوشتی یافت و درست کارنکردن بورد و عدم رسیدگی به موقع، عدم نظارت کامل آنها از ابتدا و عدم تصمیم گیری درست بورد به پراکندگی تیمی که دوسال و نیم تلاش شبانه روزی کرد منجر شد.
اگر شما می گویید عدم مدیریت درست، زمانه را به اینجا کشاند؛ من معتقدم که بورد و پرس ناو هم به همان اندازه مسئول و مقصرند چرا که وظیفه شان را درست انجام ندادند از همان ابتدا می بایست نظارت در کار داشته باشند. خود ما کارکنان هم مقصریم که اگر نارسایی بود چرا سکوت کردیم؟ چرا همیشه عادت داریم یک نفر مقصر پیدا کنیم و همه کاسه و کوزه ها را بر سر او خراب کنیم؟ رادیویی که نزدیک به 30 ماه کار می کند ولی به گفته خودتان در هفت هشت ماه گذشته کنترل می شد.
به هر حال سخن بسیار است و حوصله کم ...

من ضمن افتخار همکاری در کنار همه عزیزان همکارم ، همکاران در آمستردام و بخصوص ضمن افتخار همکاری با مهدی جامی مدیر و ژورنالیست برجسته ایرانی، این دوران را از بهترین دوران کاری در زندگی ام یاد خواهم کرد و به شما بدورد می گویم
دست همه شما را می فشارم و امیدوارم که در راهتان موفق و پیروز باشید.

در پایان برای آقای حسین علوی دوست و همکار عزیزم برای پذیرش مسئولیت خطیر و سخت در این شرایط بحرانی آرزوی موفقیت دارم

در این هوای سرد پاییزی
در این فضای سرد بی مهری
چه چیز می تواند مرا گرم کند؟
چه چیز می تواند مرا آرام بخشد ؟
چه چیز می تواند مرا گرم کند؟
...................
چه کسی می تواند به من پاسخ دهد ...؟

اختر قاسمی
همکار آزاد زمانه ـ آلمان

مطالب مرتبط

دو نامی که به هم گره خوردند: زمانه و مهدی جامی

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4529

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats