جهانشاه جاويد| صفحه‌ی اصلی |حسين درخشان

بايگانی مطالب: حسين نوش آذر

یکشنبه ۱۲ آبان ۸۷::November 2, 2008

زمانه و فراز و فرودِ آن

بازتاب گسترده­  برکناری موقت مهدی جامی از مدیریت زمانه در رسانه­‌ها و برخی رویکردهای عافیت­‌اندیشانه  و موضع­‌گیری­‌های فرصت­‌طلبانه و شادی رسانه­‌های دولتی و فضای غریبی که این روزها پیرامون این موضوع به وجود آمده است و همچنین همکاری من با زمانه به عنوان یک نویسنده ذهنم را به خود مشغول کرده است. از خودم می­‌پرسم ما در کدام جهان زندگی می­‌کنیم و در کجا و برای کی قلم می­‌ز‌نیم، در این دنیای نکبت­‌باری که ما برای خودمان ساخته­‌ایم دوست کیست و دشمن کیست؟ آیا ما فقط شریک پیروزی­‌های هم هستیم و در شکست­‌ها تنها باید بمانیم؟

این نخستین بار نیست که مدیر مؤسسه­‌ای به هر دلیل تغییر می­‌کند. داوری درباره­‌ی درستی یا نادرستی تصمیم هیأت نظارت رادیو زمانه در صلاحیت من نیست. اما رفتاری را که آنها و یکی دو تن از اشخاص قلم به دست معلوم­‌الحال با آقای جامی کردند و می­‌کنند نمی­‌پسندم. به تجربه دریافته­‌ام که در غرب رسم بر این است که وقتی چنین اختلاف سلیقه­‌هایی پیش می­‌آ‌‌ید ابتدا به گفت و گو دعوت می­‌کنند، توانایی­‌های کارمند یا مدیر را برمی‌­شمرند، سپس به مشکلات و اختلاف­‌نظرها اشاره می­‌کنند و مهلتی مقرر می­‌کنند و اگر در مهلت مقرر مشکلات برطرف نشود، آنگاه کارمند یا مدیر مؤسسه را از کار برکنار می­‌کنند.

 بیش از آن که سرنوشت و آینده­‌ی زمانه در نظرم اهمیت داشته باشد، مهدی جامی و رفتاری که با او دارند برایم مهم است. برخلاف آنچه که می­‌پندارند بود و نبود یک رسانه چندان مهم نیست. خشونت و بازتولید خشونت در رفتار اجتماعی و خانوادگی ماست که اهمیت دارد. ما نمی‌توانیم در پوشش و به بهانه­‌ی مدرنیته در مناسبات کافکائسک، با عافیت­‌ندیشی، از روی نعش هم بگذریم و ادعا کنیم که به خاطر حفظ دستاوردهای یک رسانه، به خاطر انتشار یک کتاب یا یک شماره نشریه تن به خشونت و حذف دیگری داده­ایم.

 زمانه با مدیریت جامی رسانه­‌ای بود نوآور و در جلب همکاری نویسندگان، روزنامه­‌نگاران و روشنفکران، کامیاب بود. مطالبی که در سایت زمانه منتشر می‌­شد متنوع بود و در این میان ادبیات، فرهنگ و فلسفه و فقه از مهم­ترین موضوعات مورد توجه این رسانه از آغاز تاکنون بوده است. زمانه برای نویسندگان و فرهنگ‌مداران ایران یک فرصت مغتنم به شمار می­‌آمد.

در کنار این فضایل، طبیعی و حتی بدیهی­‌ست که کاستی­‌هایی هم وجود داشته باشد. اما باید گفت آرزوی مهدی جامی این بود که خود و «زمانه»­اش را در آینه­‌ی خرد جمعی ببیند. امروز که دستآورد کار یک نویسنده و روزنامه­ن‌گار تأثیرگذار به خطر افتاده است، وقت مناسبی برای نقد کاستی­ها نیست. آقای جامی چندین بار در آغاز کار زمانه از من دعوت کرد زمانه را نقد کنم. اما کوتاهی کردم. اجازه بدهید امروز که ناکامی او ناکامی من و شکست او شکست من است، بر زخم­‌هامان فقط مرهم بگذاریم. شاید وقتی دیگر بتوانیم خود را در نگاه دوست بازیابیم.

گاهی انسان ناگزیر به انتخاب است. وقتی بازتاب گسترده برکناری مهدی جامی در رسانه­‌ها را دیدم، با خود فکر کردم شخصیت مهدی جامی به گونه‌­ای­‌ست که «زمانه»­ ی ما را به چالش کشیده است. اکنون آنها که با او همکاری می­‌کردند می­‌توانند به پرتگاه­‌ها و سستی­‌های شخصیتی­‌شان نظری بیندازند، از خودشان بپرسند که کیستند و کجای زندگی ایستاده اند، از خودشان چه انتظاری دارند و چرا می­‌نویسند.

(از حسين نوش آذر)

Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats