سلمان جريری| صفحه‌ی اصلی |شهزاده‌ی سمرقند

بايگانی مطالب: سميه توحيدلو

جمعه ۱۰ آبان ۸۷::October 31, 2008

رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!

ماجراهای اخیر زمانه و زمانه ای ها به من ربطی نداشت. مانند یک کسی که تنها در دنیای مجازی وبسایتشان را می خواند، به تحولات زمانه و به نوشته های برخی از کسانی که دوستان مجازی ام هستند دقت می کردم. قصد نوشتن هم نداشتم تا این بیانیه به اصطلاح هیات مدیره زمانه را خواندم. خواندم که به جای مهدی جامی فردی  غیر ایرانی را مدیر زمانه کرده اند. علاقمند شدم به عنوان یک نفر خارج از آن فضا چیزهایی بنویسم. کسی که در ایران نشسته، دنیای مجازی را رصد می کند و برایش خط قرمزهایی نیز وجود دارد!

زمانه و یا هر رسانه دیگری که بنیانشان را بر اطلاع رسانی آزاد گذاشته باشند، برایم مایه احترام است و بی جهت نیست که رسانه ای مخاطب می یابد. رسانه اگر نتواند پیامش را به درستی منتقل نکند و اگر محتوای پیامش قابلیت اعتماد کردن را نداشته باشد، رسانه موفقی نیست. زمانه برای من اینگونه نبود. بسیاری از مطالبش را دوست داشتم. بسیار زمانها مطالبش را به اشتراک می گذاشتم. هرچند منتقد برخی از نوشته ها و مطالب آن بوده باشم. اما مسئله رسانه در دنیای جدید تنها مسئله نرم افزاری نیست که با بررسی فرستنده و گیرنده پیام و تحلیل محتوای آن بشود از آن گذشت.

اتفاقات اخیر  زمانه ناظر بر مسائلی ساختاری و سخت افزاری است که مختص رسانه های امروزین است. رسانه ها با بنگاه های عظیم خبری با حجم بالایی از تبلیغاتش رقابت می کنند. اصلا جایگاه اطلاع رسانی وقتی تبدیل به یک بنگاه می شود، یعنی که بسیاری از مسائل ساختاری را پذیرفته ای. مهمترین مسئله بنگاه مربوط به فاینانس است. نمی شود بنگاهی و یا شبکه ای داشت و به مسائل مالی آن بی توجه بود. در هر سطحی این مسئله اهمیتش متفاوت است.

ماجرای زمانه را هم اینگونه می بینم. فردی با ایده ای نو و با خواست رسانه ای مستقل شروع به کار می کند، الحق موفقیت نصیبش می شود و علیرغم سختی های شروع و پایه گذاری یک رسانه ، آن را آغاز می کند. مشکل اینجاست که رسانه استقلال مالی ندارد و به راحتی سرمایه گذار می تواند عذر یک ایده، یا عذر صاحب ایده را بخواهد. زمان نیز برای زمانه چنین مسئله را اثبات کرده است. ممکن است که دخالت بر روی محتوا نباشد، ولی گاهی دخالت ها بر فرم و شکل می تواند اثری مخرب تر بر یک مجموعه ای بگذارد که قرار است کار فرهنگی و اجتماعی کنند. برای همین است که همیشه تفاوتی برایم بین خبرنگار بودن در داخل و خبرنگار بنگاه خارجی بودن وجود داشته است. در رسانه های داخلی می توانی بگویی وظیفه ام اطلاع رسانی است و در راه آن و آرمان حرفه ای حتی جان هم می دهم. اینجاست که خبرنگاری می شود جزو مشاغل سخت. هرچقدر هم به صداقت و پایبندی به تعهدات دوستانم باور داشته باشم، اما اعتقاد دارم که در رسانه ای بیگانه قلم زدن کمی متفاوت است. بدون شک پذیرفتن این نکته که دولتی یا رسانه ای پولی می دهد تا برای کشور سومی خدمتی بدون منفعت برای خودش انجام گیرد، کمی مضحک است. حتی اگر خبرنگاران طور دیگری نگاه کنند، اما هدف سرمایه گذار چیز دیگری است.

کمترین و کوچکترین هدف ممکن می تواند بوجود آوردن ابزاری برای تحقیق بیشتر، شناخت بهتر و ارتباط مستمر تر باشد. شاید این اهداف، کاملا هم مورد پذیرش واقع شوند. اما شک ندارم که همیشه هدف سرمایه گذاران با هدف گردانندگان و راه برندگان یک مجموعه یکی نیست. بنابراین علیرغم تمام احترامم برای دوستانم در رسانه های خارج از ایران، نمی توانم بپذیرم آنها نیز قرار است جان خودشان را برای اطلاع رسانی بهتر در معرض خطر قرار دهند. پذیرفته ام که در یک بنگاه کار می کنند که سرمایه گذاری دارد و تنها قرار است مانند یک محصول به کارشان نظری افکنم. بدون شک هیچوقت با نوشته هایشان یکی نخواهم شد، انگونه که برخی از نوشته های روزنامه های داخلی بر من اثر خواهد گذاشت!

وقتی که اهداف، کمی بار ایدئولوژیک خودشان را از دست بدهند و روال سخت افزاری سازمان بر پاشنه دیگری بچرخد، می شود آنچه امروز در زمانه اتفاق افتاده، که حتی خواندن نوشته های اختلاف های درز کرده از ان درد آور است. ولی هیچ چیز برایم دردآورتر از قرار گرفتن یک غیر ایرانی بر مسند ریاست زمانه نبود. مطمئنم از این پس زمانه را با بی اعتمادی بیشتری خواهم خواند. شک ندارم که دیگر حتی مطالب همان نویسندگان قبلی کمتر بر من تاثیر خواهد گذاشت. اگر تا پیش از این تنها ماهیت سخت افزاری را مشکل دار می دیدم، امروز نمی توانم هیات تحریریه ای اینچنین را مستقل بخوانم.*

از دوستانم در رادیو زمانه بخاطر نوشتن این مطلب پوزش می طلبم. می توانند نوشته ام را احساسی و بدون منطق بخوانند. اما شک نکنید که اگر نتوانستید دل مخاطب را از بودنتان راضی نگه دارید، عقلش را هیچوقت به شما نخواهد داد!

* می دانم که بابت این جملات فحش خواهم خورد. اما یک سازمان و یک جمع بدون ایدئولوژی واحد نمی تواند بماند. اسمش را هرچه می خواهید بگذارید. مرام هم واژه خوبی است.

توضیحات خود مهدی جامی در سیبستان: عشق عمومی

نوشته مهم مهدی جامی درباره بیانیه بورد زمانه (این مطلب را بعد از نوشتن پستم خواندم. به شدت محتوایش آنچه را که نوشتم تایید می کند. به شدت ): بیگانه با زمانه

توضیحات خوب داریوش ملکوت درباره رسانه توسعه یافته : زمانه توسعه و رنج توسعه یافتگی در زمانه

توضیحات خود رادیو زمانه به قلم معصومه ناصری: پیچ و خم زمانه

نوشته صنم دولتشاهی یا خورشید خانوم : لطفا احساساتی نشید.

مجموعه کاملی از لینکهای مربوط به رادیو زمانه در سایت بالاترین

(نقل از بر ساحل سلامت)
Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats