0

زمانه‌ی توسعه و رنج توسعه‌نيافتگی در زمانه

ماجراهای اخيری که در زمانه رخ داده است و اتفاقاتی که شايد هنوز پيامدها و معناهای‌اش برای زمانه‌ای که می‌شناسيم و می‌شناختيم دقیقاً روشن نباشد، برای عده‌ای به ويژه برای کسانی که با زمانه کار می‌کنند، اندکی بهت‌آور است. من به نفس موضوعی که رخ داده است عجالتاً کاری ندارم. شايد مدتی ديگر درباره‌اش به تفصيل نوشتم. اما هم‌اکنون بهترين زمان است برای طرح موضوعی که سرشت‌اش سخت مرتبط است با تمام آن‌چه که رخ داده است.

به اعتقادِ من، آينده‌ی جامعه‌ی ايرانی و آينده‌ی رسانه‌ای ایرانی – با فهم امروزين و پويا از رسانه – در گرو درک مفهوم و معنای توسعه و عمل به آن است. و توسعه، در نفس توسعه به معناهای پیش پا افتاده‌ی عام‌فهم و ساده‌انديشانه خلاصه نمی‌شود. توسعه، تنها زمانی معنا دارد که توسعه‌ای پايدار باشد. و «توسعه‌ی پايدار» نهايتاً – در مورد خاص رسانه‌ها – رسانه‌ را در اختيار مخاطب قرار می‌دهد. و مخاطب است که صاحب نهايی رسانه می‌شود. انديشه‌ی توسعه‌ی پايدار چيزی است که در بطن نظريه‌پردازی مهدی جامی برای راديو زمانه جا داشته است – و به جرأت می‌گويم، و اين تنها گفته‌ی من نيست بلکه واقعيت‌ها بر آن گواه‌اند، که اين انديشه از هيچ کس ديگری جز مهدی جامی صادر نشده است که اگر شده بود کس ديگری مدير زمانه می‌شد. اما توسعه‌ی پايدار صبوری می‌طلبد و صرف منابع مالی و دندان بر جگر فشردن برای متحمل شدن زيان‌های مالی در ابتدای کار. کار توسعه‌ی پايدار، کار سرمايه‌دارانه يا کارآفرينانه نيست. توسعه‌ی پايدار بدون شک در مقطع زمانی کمتر از پنج سال جواب نمی‌دهد – و در شرايط اقتصادی فعلی بدون شک زمان بيشتری می‌برد. هر انديشه يا سياست‌پردازی و روش راهبردی‌ای که از اين نکته غفلت کند يا الفبای توسعه را نمی‌داند و يا رسانه‌ی توسعه‌گرا را نمی‌شناسد (البته شق دیگرش اين است که رسانه را برای توسعه نخواهند)

از وبلاگ ملکوت

ادامه‌ی مطلب…

0

«احساساتی نشيد»

همه اش می گن احساساتی نشید. این دو گانه عقل و احساس شده یه پتکی توی سر همه. کاش یکی که سوادش از ما بیشتره بیاد یه خورده پنبه این عقلانیت و rationality رو بزنه که اینقدر شده ابزار سرکوب و سکوت. تاریخ رو نگاه کنین همیشه این بحث عقلانیت یه پتکی بوده جنبش های اجتماعی رو باهاش خفه کنن بگن اینا یه مشت آدم احساساتی بودن که شور گرفتتشون. اصلا احساساتی بودن چه اشکالی داره؟ چرا در مورد یه وضعیتی که دقیقا با احساس و روح و زندگی آدم سر و کار داره نباید احساساتی شد و احساساتی شدن بد شمرده می شه؟

(نقل از خورشيد خانم)

ادامه‌ی مطلب…

0

بيگانه با زمانه

حقیقت آن است که من از بیانیه بورد زمانه انتظار بیشتری داشتم. آنچه بورد زمانه امشب و 24 ساعت پس از تعلیق مدیر زمانه منتشر کرده – و لابد با مطالعه و دقت و رایزنی های متعدد – ناامید کننده است اما در عین حال گویای منش و بینش بورد و طبعا از بسیاری جهات قابل مطالعه. می کوشم چند نکته را از آن میان بازنمایی کنم:

1 بورد زمانه تمام تلاش خود را کرده است که در بیانیه خود هیچ نامی از مدیر زمانه نیاورد. انگار چنین کسی وجود نداشته است و آن رسانه پویا و به قول بورد «موفق» از اول زیر سایه همین بورد بوده است و به نیابت از این بورد است که آن زمانه زمانه شده است. مدیر شانی ندارد. می آید و می رود. یک روز اسم اش مهدی جامی است و یک روز هم اسم اش زوران جوکانوویج. آنکه هست و پایدار است و مسلط بورد عالی مقام است که همه امور را زیر نگین خود دارد.

2 بیانیه بورد زمانه در باره دلیل تغییر ساختار و تغییر موقعیت مدیر به سردبیر و ضرورتهای آن هیچ نمی گوید. اصولا دلیلی برای این کار نیاز نیست. بورد تصمیم گرفته است و تصمیم بورد لایتغیر است و بحث ندارد.

ادامه‌ی مطلب…

0

عشق عمومی

طبیعی است که متاسف باشم از آنچه اتفاق افتاده است. هرگز فکر نمی کردم به این زودی ها از زمانه جدا شوم. برای خودم یک زمان 5 ساله قائل شده بودم. زندگی ام به 5 ساله ها تقسیم شده است. این بار قرار این بود که این دوره کوتاهتر شود. به اجبار. انتخاب من نبود. از کانادا که برگشتم با طرحی نو آمده بودم تا زمانه را در کانادا پایه گذاری کنم. هیات نظارت زمانه بدون اینکه این طرح را باز کند یک هفته بعد بدون حضور من تصمیم گرفت که ساختار زمانه را دگرگون کند. پیام آن از همان روز اول روشن بود. اما من عمدا نخواستم آن پیام را عمده کنم. من دلایل متعدد داشتم که تصمیم هیات نظارت یا بورد زمانه کارشناسی نشده و شتابزده است. دلایل قاتع کننده نیست و روش اجرا نیز مناسب نیست. خواستم تا طرح کتبی شود. شد. اما ایرادها کمتر نشد. تمام این ماجرا 20 روز طول کشید. آنها در 9 اکتبر جلسه گذاشتند در 10 اکتبر ضمن دیداری برای قهوه خوردن از سوی رئیس بورد و مدیر پرس نو به من شفاها ابلاغ شد. با همکاران ام صحبت کردم. سپس همکاران ام بدون حضور من – به دلیل عدم دعوت بورد از من – دو جلسه طولانی دو سه ساعته با اعضای ایرانی و بعد هلندی بورد داشتند. نامه نوشتند و امضا کردند. هزاران کلمه ایمیل رد و بدل کردند تا هماهنگ و یکصدا عمل کنند و بین من و بورد به تفاهمی حرفه ای برسند. دوباره روز جمعه با رئیس پرس نو دیداری خصوصی داشتم. روز شنبه پیشنهاد خودم را که در اساس، طرح دگرگونی ساختار را می پذیرفت و به تایید بیش از 20 تن از همکاران رسیده بود ارائه کردم اما با شیوه اجرا و تعاریف متفاوت. بورد آن را به منزله پذیرش نظر خود دانست و من در ایمیلی توضیح دادم که من تنها ایده را پذیرفته ام و در روش کار پیشنهاد خود را برای مذاکره و تفاهم دارم و سه هفته وقت خواستم تا به جای اول نوامبر از نیمه نوامبر طرح را با روشن ساختن جزئیات اجرایی کنیم. امشب دو نفر از بورد (رئیس و منشی) و دو نفر از پرس نو (رئیس و مدیر موقت بعدی) آمدند و گفتند که این پایان کار ما با توست. مذاکره بی مذاکره.

.

ادامه‌ی مطلب…

0

شهيد زمانه

از خودم مي‌پرسم، ما ايرانيها کی مي‌خوايم از اين تفکر دايی جان ناپلئونی دست برداريم.

مهدی جامی از سمت مديريت راديو زمانه برکنار شده. خوب، اونهايی که از چند و چون ماجرا خبر ندارند تعجب ميکنند و ميخوان بدونند چرا. کاملاً طبيعيه. اونهايی که از چند و چون ماجرا دست کم تا حدی خبر دارند به خودشون ميگند چه عجب. چيزی که قابل درک نيست، يکی مطرح کردن انواع و اقسام تئوريهای عجيب و غريب دربارهء دلايل اين تصميمه و منحرف کردن بحث، اون هم به غلطترين شيوه، و ديگری اشک و آه و ناله و زاری که وای آقای جامی رفت، زمانه يتيم شد. شهيدپروری و قهرمان‌سازی اصلاً توی خون ماست، محاله که اگه فرصتی پيدا کنيم واسه نوحه‌سرايی، ازش بگذريم.

(نقل از غربتستان)

ادامه‌ی مطلب…

0

دوستان عزیز! زمانه را زمین نزنید

mohsen_salehi_(15).JPG

دوستان و همکاران عزیز زمانه

زمانه در مرحله حساسی است. توجه به برخی نکات را برای قضاوت بهتر ضروری می دانم:

اول: برکناری مهدی از زمانه کودتای یک ستاد کودتا یا یک گروه علیه رادیو نیست، بلکه نتیجه طبیعی مدیریت آقای جامی در رادیو است. آقای جامی در رادیو با شیوه ای نادرست در مدیریت و برنامه ریزی و سیاست گزاری عمل کرده و بخش وسیعی از مشکلات رادیو ناشی از رفتارهای نادرست اوست.

دوم: برخلاف آنچه تاکنون گفته شده است، مخالفت بورد با مهدی هیچ ربطی به محتوای زمانه که حاصل کار بچه های زمانه است، ندارد. بلکه ناشی از شیوه اداره زمانه است که تقریبا همه اکثریت بچه های زمانه قربانی این شیوه مدیریت در دوسال گذشته بوده اند. گفته شده است که اعضای ایرانی بورد قصد دارند زمانه را به دست بگیرند، در حالی که چنین چیزی از اساس نادرست است. اعضای ایرانی بورد در هشت ماه گذشته مدافعان آقای جامی بودند و این هلندی ها بودند که اصرار داشتند که ایشان برود. از سوی دیگر هلندی ها با ادامه کار محتوایی مهدی( ادیتوریال) مشکل نداشتند، بلکه با ادامه کار او در حوزه اداری و مالی مشکل داشتند.

ادامه‌ی مطلب…

0

پيچ و خم زمانه

در روزهای گذشته در وبلاگ زمانه مهدی جامی از تغییرات ساختاری پیش روی رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور نوشته بود و من هم در یادداشتی از دردسرهای کار در زمانه گفته بودم.
آن دو یادداشت پیش درآمد تغییر و تحولاتی بود که در حال وقوع بود و ما در زمانه علاقه‌مند بودیم در شرایطی روبروی مخاطبانمان بنشینیم و گپ بزنیم که از این پیچ سخت به سلامتی گذشته باشیم و اگر حرف تلخی هست حکایت گذشته باشد، نه امروز؛ اما از آن پیچ نگذشتیم.

آن‌چه که امشب و در این فرصت می‌توانم بنویسم و به مخاطبان زمانه گزارش بدهم این‌است که هیات مدیره زمانه مهدی جامی را در پی اختلاف نظرهایی در حوزه مدیریت زمانه از مدیریت این رسانه کنار گذاشته اند.

هیات مدیره زمانه در جلسه امروز هشتم آبان خود با مهدی جامی و پس از مذاکرات دو هفته گذشته با همکاران رادیو، و در پی اختلاف نظر در مورد تغییر ساختار و به تفاهم نرسیدن بر سر فرم پیشنهادی طرفین، در همین جلسه و همین امروز، تصمیم گرفت مدیریت مهدی جامی را بر رادیو زمانه به حالت تعلیق درآورد.

مهدی جامی پس از دریافت حکم تعلیق در ای‌میلی به همکاران و دوستان خود نوشته است: به دوره ای که با شما گذراندم افتخار می‌کنم و آن را یکی از بهترین دوره‌های زندگی‌ام می‌دانم. متاسفم که بیش از این در توان من نبود. اگر در خدمت قصوری کرده باشم مرا خواهید بخشید. از امروز دیگر با زمانه نخواهم بود. شاید وقتی دیگر دوباره جایی دور هم جمع شدیم.

مهدی جامی که ایده راه‌اندازی رادیو زمانه را سال 2006 به سازمان غیردولتی پرس ناو ارائه کرد و از همان سال مدیریت این رادیو را بر عهده داشت در ادامه نوشته است: من آنچه انجام دادم صرف برای ایده‌ای بود که همه شما آن را ممکن کردید. از این بابت طبعا از صمیم جان سپاسگزارم. وامدار هیچکس دیگری جز شما نیستم و به آنچه در زمانه کرده ام افتخار می‌کنم. امیدوارم روزی بتوانم رسانه‌ای مستقل ایجاد کنم یا به شیوه ای رسانه ای به ایران و همزبانان‌ام خدمت کنم. قبله من ایران است و هر چه می‌کنم و می کشم از اوست و برای اوست.

پذیرش این تغییر و تحول برای برخی از دوستان زمانه که دور یا نزدیک از تغییر و تحولات اخیر خبردار بوده‌اند غیرمنتظره بوده است چنان‌که برخی با این تصمیم مخالفت کرده‌اند، برخی از مهدی جامی خواسته‌اند در کنار زمانه بماند و حرف‌های دیگر که شاید در فرصت دیگری نقل کنم.

داریوش محمدپور در وبلاگ ملکوت مطلبی منتشر کرده و از استعفای مهدی جامی گفته که خبر را همین‌جا تصحیح می‌کنم و همان‌طور که نوشتم مساله، تعلیق مهدی جامی است و نه استعفای او. صاحب وبلاگ ملکوت نوشته است: مهدی در زمانه‌ تازه نمی‌گنجد ديگر. مهدی ميدانی بزرگ‌تر می‌طلبد و عرصه‌ای گسترده‌تر. ظاهراً زمانه برای او تنگ است. گويا بالفعل و به طور عينی اکنون زمانه بر تنِ مهدی آب رفته است؛ گويی زمانه را شُسته‌اند و زمانه آب رفته است. وردِ هميشگی‌ام را باز تکرار می‌کنم: «شايد که چون وابينی خير تو در اين باشد»

جهانشاه جاوید مدیر سایت ایرانیان که در روزهای آغازین شکل‌‌گیری زمانه با ما همراه بوده است در خبر کوتاهی در سایت ایرانیان مهدی جامی را کسی معرفی کرده که روزنامه‌نگاری مدرن را می‌فهمد و در کنار این خبر تصویری از مهدی جامی در سال 2006 منتشر کرده، از وقتی که زمانه هنوز به زبان نیامده بود و حرف نمی‌زد.

در این موضوع گرچه حرف بسیار است اما از سوی دیگر اصل خبر کوتاه است و برخلاف یادداشت پیشینم که در میان اما و اگرها پیچیده شده بود خبر، واضح است و مبرهن.

من البته به عنوان یکی از زمانه‌ای‌ها نمی‌توانم پنهان کنم که نبود مهدی جامی به عنوان کسی که ایده رادیو زمانه از او بود، و این ایده را پروراند و برای ساختنش همکاران جوان و جوان‌دل بسیاری را انتخاب کرد، تجربه تلخی است ولی در روزهای آینده دفتر زمانه را به این امید ورق می‌زنیم که در یکی از همین روزهای آینده مهدی باز در کنار زمانه باشد و یکی از ما باشد.

چرا اصلا من بنویسم؟ یادداشت دوستی را اینجا می‌گذارم که تاریخ زمانه را برش زده است و کنارش تصویر تازه‌ای از مهدی جامی را در آخرین شب حضورش در زمانه اینجا می‌گذارم در حالی که دو تار اهدایی‌ دولتمند خال را برداشت و از زمانه‌ بیرون زد. جهانشاه جاوید گمانم باید آن عکس را در سایت ایرانیان عوض کند چون این سه سال بر مهدی جامی زمانه‌ای گذشته است و بر ما هم.

باقی این متن، نوشته من نیست نوشته دوستی است که از روز اول با زمانه بوده است:

برش اول

روز بیست و پنجم ماه جولای سال دوهزار و شش، زمانی که مهدی خواست برای اولین بار در وبلاگش سیبستان، از زمانه رونمائی کند تیتر ساده ای انتخاب کرد: "این زمانه ماست" و چند روز بعد در توضیح "از بی بی سی تا زمانه " نوشت: "رادیو زمانه برای من کار است. هر چه توان دارم در آن سرمایه کرده‌ام تا موفق شود و به بیراهه نرود". و بعد از "دلگرمی‌های زمانه" نوشت که اهالی وبلاگستان در تائید نیاز به زمانه نوشته بودند. در روز چهار آگوست اعلام کرد: "آزمایش می‌کنیم: یک، دو، سه" و سه روز بعد "بلاگ سایت زمانه" رونمائی شد. هنوز هفته ای نگذشته بود که در دوازدهم آگوست مجبور شد "درباره لات بازی و سایر قضایا" بنویسد و از آن زمان لات‌بازی و سایر قضایا در مورد زمانه بدون توقف ادامه پیدا کرد تا …. امروز که دو سال و اندی از آن ماجراها گذشته است. در این مدت، بسیاری به زمانه پیوسته اند و بسیاری نیز جدا شده‌اند. تا جائی که می‌دانم رادیو زمانه هیچ گاه قائم و قائل به شخص نبوده است هر چند که بحران‌های ناگزیر آمدن‌ها و رفتن‌ها همیشه در همه جا حاکم است.

برش دوم

زمانه برای من همیشه شبیه یک قایق پاروئی بوده که تمامی اهالی آن در به حرکت درآوردن آن نقش داشته اند و دارند. از طرفی رادیو زمانه برای تمام کسانی که به آن پیوسته اند مکانی برای تجربه‌های تازه بوده است، ظرفیتی که همچنان موجود است و روز به روز تقویت شده و محدوده وسیع‌تری را پوشش میدهد. چنین ظرفیتی در زمانه باعث شد تا جایگزینی آنانی که می‌رفتند با تجربه و انرژی دیگران سریع ترمیم شود.

برش سوم

برخی معتقدند که اعتبار زمانه به کارکنان آن است اما من معتقدم که اعتبار زمانه به مخاطبان آن است اما آنچه مخاطبان زمانه را جذب کرده است محتوائی است که در زندگی روزانه اهالی زمانه جریان دارد. حفظ این اعتبار به تداوم اعتماد و اهتمام کسانی است که مخاطب زمانه را دست خالی روانه نمی‌کنند.

برش چهارم

جهانشاه عزیز من، برای مطلبی که در مورد مهدی، در ایرانیان قرار داده از عکسی استفاده کرده که چهار ماه پیش از وجود زمانه از مهدی گرفته شده است. آخرین باری که مهدی را دیدم شباهتی به آن عکس نداشت و رد پای زمانه بر سر و صورتش پیدا بود. همین.

0

بیانیه هیئت مدیره رادیو زمانه درباره تغییر در ساختار این رسانه

هیئت مدیره رادیو زمانه از تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۸، سِمت مدیریتی مدیر این رادیو را به حال تعلیق درآورده ‌است.

هیئت مدیره رادیو زمانه در بیانیه خود آورده است: رادیو زمانه یک پروژه رادیویی است که مخاطبان آن مردم ایران هستند. هیئت مدیره‌ی این پروژه رادیویی، به مدیر پیشین زمانه، پیشنهاد ادامه کار در سِمت سردبیری را داد، ولی وی این پیشنهاد را رد کرد.

بر اساس این بیانیه، به منظور حل مشکلات مدیریتی و تضمین تداوم کار پروژه، هیئت مدیره تصمیم گرفت تا زوران جوکانوویچ از سازمان پرس ناو را به عنوان مدیر موقت رادیو منصوب کند.

هیئت مدیره بر این باور است که مسائل مدیریتی نباید این پروژه رسانه‌ای بسیار مهم را به مخاطره بیندازد، پروژه‌ای که در تنوع رسانه‌ای ایران نقشی بسیار ارزشمند و حرفه‌ای ایفا می‌کند.

بیانیه هیئت مدیره رادیو زمانه تاکید می کند که این رادیو منبع اصلی اطلاعات موثق و بی‌طرفانه برای ایرانیانی است که صدایشان شنیده نمی‌شود و این گروه اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند؛ به ویژه جوانان، جوانانی که در حدود ۷۰ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند.

در این بیانیه رشد تعداد مخاطبان رادیو زمانه در خلال دو سال گذشته عظیم دانسته شد و آمده است: رادیو زمانه چه در ایران و چه در خارج از ایران شمار قابل ملاحظه‌ای شنونده دارد. تارنمای زمانه ماهانه به طور میانگین ۴۴۰۰۰۰۰ صفحه دیده شده داشته‌است. این تعداد کلیک مربوط به ۱۳۵۰۰۰ بازدیدکننده مختلف بوده‌است. ماهانه به طور میانگین ۴۵۵۰۰۰ نفر از سایت زمانه بازدید کرده‌اند.

هیئت مدیره رادیو زمانه در بیانیه خود آورده است که به‌طور موقت برای شش ماه آینده انجام امور مدیریتی رادیو زمانه را با حفظ استقلال کامل هیئت تحریریه، به مؤسسه پرس ناو محول کرده است. بر اساس این بیانیه، پرس ناو پیشینه‌ای طولانی در زمینه پشتیبانی از رسانه‌های مستقل سراسر جهان را در کارنامه خود دارد.

(نقل از زمانه)

0

رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!

ماجراهای اخیر زمانه و زمانه ای ها به من ربطی نداشت. مانند یک کسی که تنها در دنیای مجازی وبسایتشان را می خواند، به تحولات زمانه و به نوشته های برخی از کسانی که دوستان مجازی ام هستند دقت می کردم. قصد نوشتن هم نداشتم تا این بیانیه به اصطلاح هیات مدیره زمانه را خواندم. خواندم که به جای مهدی جامی فردی  غیر ایرانی را مدیر زمانه کرده اند. علاقمند شدم به عنوان یک نفر خارج از آن فضا چیزهایی بنویسم. کسی که در ایران نشسته، دنیای مجازی را رصد می کند و برایش خط قرمزهایی نیز وجود دارد!

زمانه و یا هر رسانه دیگری که بنیانشان را بر اطلاع رسانی آزاد گذاشته باشند، برایم مایه احترام است و بی جهت نیست که رسانه ای مخاطب می یابد. رسانه اگر نتواند پیامش را به درستی منتقل نکند و اگر محتوای پیامش قابلیت اعتماد کردن را نداشته باشد، رسانه موفقی نیست. زمانه برای من اینگونه نبود. بسیاری از مطالبش را دوست داشتم. بسیار زمانها مطالبش را به اشتراک می گذاشتم. هرچند منتقد برخی از نوشته ها و مطالب آن بوده باشم. اما مسئله رسانه در دنیای جدید تنها مسئله نرم افزاری نیست که با بررسی فرستنده و گیرنده پیام و تحلیل محتوای آن بشود از آن گذشت.

اتفاقات اخیر  زمانه ناظر بر مسائلی ساختاری و سخت افزاری است که مختص رسانه های امروزین است. رسانه ها با بنگاه های عظیم خبری با حجم بالایی از تبلیغاتش رقابت می کنند. اصلا جایگاه اطلاع رسانی وقتی تبدیل به یک بنگاه می شود، یعنی که بسیاری از مسائل ساختاری را پذیرفته ای. مهمترین مسئله بنگاه مربوط به فاینانس است. نمی شود بنگاهی و یا شبکه ای داشت و به مسائل مالی آن بی توجه بود. در هر سطحی این مسئله اهمیتش متفاوت است.

ماجرای زمانه را هم اینگونه می بینم. فردی با ایده ای نو و با خواست رسانه ای مستقل شروع به کار می کند، الحق موفقیت نصیبش می شود و علیرغم سختی های شروع و پایه گذاری یک رسانه ، آن را آغاز می کند. مشکل اینجاست که رسانه استقلال مالی ندارد و به راحتی سرمایه گذار می تواند عذر یک ایده، یا عذر صاحب ایده را بخواهد. زمان نیز برای زمانه چنین مسئله را اثبات کرده است. ممکن است که دخالت بر روی محتوا نباشد، ولی گاهی دخالت ها بر فرم و شکل می تواند اثری مخرب تر بر یک مجموعه ای بگذارد که قرار است کار فرهنگی و اجتماعی کنند. برای همین است که همیشه تفاوتی برایم بین خبرنگار بودن در داخل و خبرنگار بنگاه خارجی بودن وجود داشته است. در رسانه های داخلی می توانی بگویی وظیفه ام اطلاع رسانی است و در راه آن و آرمان حرفه ای حتی جان هم می دهم. اینجاست که خبرنگاری می شود جزو مشاغل سخت. هرچقدر هم به صداقت و پایبندی به تعهدات دوستانم باور داشته باشم، اما اعتقاد دارم که در رسانه ای بیگانه قلم زدن کمی متفاوت است. بدون شک پذیرفتن این نکته که دولتی یا رسانه ای پولی می دهد تا برای کشور سومی خدمتی بدون منفعت برای خودش انجام گیرد، کمی مضحک است. حتی اگر خبرنگاران طور دیگری نگاه کنند، اما هدف سرمایه گذار چیز دیگری است.

کمترین و کوچکترین هدف ممکن می تواند بوجود آوردن ابزاری برای تحقیق بیشتر، شناخت بهتر و ارتباط مستمر تر باشد. شاید این اهداف، کاملا هم مورد پذیرش واقع شوند. اما شک ندارم که همیشه هدف سرمایه گذاران با هدف گردانندگان و راه برندگان یک مجموعه یکی نیست. بنابراین علیرغم تمام احترامم برای دوستانم در رسانه های خارج از ایران، نمی توانم بپذیرم آنها نیز قرار است جان خودشان را برای اطلاع رسانی بهتر در معرض خطر قرار دهند. پذیرفته ام که در یک بنگاه کار می کنند که سرمایه گذاری دارد و تنها قرار است مانند یک محصول به کارشان نظری افکنم. بدون شک هیچوقت با نوشته هایشان یکی نخواهم شد، انگونه که برخی از نوشته های روزنامه های داخلی بر من اثر خواهد گذاشت!

وقتی که اهداف، کمی بار ایدئولوژیک خودشان را از دست بدهند و روال سخت افزاری سازمان بر پاشنه دیگری بچرخد، می شود آنچه امروز در زمانه اتفاق افتاده، که حتی خواندن نوشته های اختلاف های درز کرده از ان درد آور است. ولی هیچ چیز برایم دردآورتر از قرار گرفتن یک غیر ایرانی بر مسند ریاست زمانه نبود. مطمئنم از این پس زمانه را با بی اعتمادی بیشتری خواهم خواند. شک ندارم که دیگر حتی مطالب همان نویسندگان قبلی کمتر بر من تاثیر خواهد گذاشت. اگر تا پیش از این تنها ماهیت سخت افزاری را مشکل دار می دیدم، امروز نمی توانم هیات تحریریه ای اینچنین را مستقل بخوانم.*

از دوستانم در رادیو زمانه بخاطر نوشتن این مطلب پوزش می طلبم. می توانند نوشته ام را احساسی و بدون منطق بخوانند. اما شک نکنید که اگر نتوانستید دل مخاطب را از بودنتان راضی نگه دارید، عقلش را هیچوقت به شما نخواهد داد!

* می دانم که بابت این جملات فحش خواهم خورد. اما یک سازمان و یک جمع بدون ایدئولوژی واحد نمی تواند بماند. اسمش را هرچه می خواهید بگذارید. مرام هم واژه خوبی است.

توضیحات خود مهدی جامی در سیبستان: عشق عمومی

نوشته مهم مهدی جامی درباره بیانیه بورد زمانه (این مطلب را بعد از نوشتن پستم خواندم. به شدت محتوایش آنچه را که نوشتم تایید می کند. به شدت ): بیگانه با زمانه

توضیحات خوب داریوش ملکوت درباره رسانه توسعه یافته : زمانه توسعه و رنج توسعه یافتگی در زمانه

توضیحات خود رادیو زمانه به قلم معصومه ناصری: پیچ و خم زمانه

نوشته صنم دولتشاهی یا خورشید خانوم : لطفا احساساتی نشید.

مجموعه کاملی از لینکهای مربوط به رادیو زمانه در سایت بالاترین

(نقل از بر ساحل سلامت)

0

داستان زمانه: در دو پرده

اول) کمی بیشتر از یک ماه پیش با مهدی جامی و نیک آهنگ کوثر و دکتر تاج دولتی در چند جمع ایرانی شرکت کردیم (ببینید:تورنتو روندگی – جلسه بحث و گفتگو در باره رسانه‌های خودمانی). بحث ِ غالب، موضوع ِ راه انداختن ِ دفتر ِ تورنتوی زمانه بود. پیشتر از آن هم زمانه فقط برایم یک منبع خبری نبود، منحنی ِ بالای گزارش های دیدیش هم بود. آگاهانه لذت می بردم از اینکه فارس نیوز و امثالش را کنار زده است و در اوج می درخشد.

دوم) جامی بعد از نوشته ی آرامتر قبلی اش حالا بوضوح از بیانیه ی بورد زمانه رنجیده است. می نویسد،

تازه ترین عضو بورد در اولین جلسه رسمی که در آن شرکت داشت وقتی بحثی بر سر رابطه مدیر و بورد پیش امد بی هیچ نگرانی و شرمی با قاطعیت تمام گفت که این رابطه مثل رابطه برده داری است. یعنی به انگلیسی تعبیر slavery را به کار برد. ما هر چه گفتیم شما باید اجرا کنید. ما بر شما مسلط هستیم. بخواهیم می توانیم اتاق تان را زیر و رو کنیم. این روحیه استعماری است. سلطانی هم هست. حضور او در بورد این روحیه خفته را در اعضا هم بیدار کرد.

اینکه این همه برای زمانه چه مفهومی خواهد داشت البته باید صبر کرد و دید.

(نقل از کمانگير)

صفحه ها ... 1 2 3 4 5 6 7 8 9
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد